انتصاب نایف به ولیعهدی عربستان، تخت شاهی در یک قدمی
همانگونه که ناظرین امور منطقه پیش از این هم گمانه زنی کرده بودند، "نایف بن عبدالعزیز" به عنوان ولیعهد عربستان منصوب شد و به یک قدمی تخت پادشاهی رسید.
به گزارش حیات ، نایف متولد سال 1933 در طائف ( غرب ) عربستان است. او پسر بیست و سوم از پسران عبدالعزیز بن عبدالرحمن است. مادرش حصه از تیره سدیری است و از سال 2009 میلادی ولیعهد دوم و از سال 1975 وزیر کشور بوده است.
امیر نایف در دوران پادشاهی ملک فهد از حمایت های ویژه برادر تنی خود برخوردار بود و این امر به قدرت و نفوذ او به شدت افزود. او در ایجاد توازن در خانواده بخصوص در زمان اختلافات شدید بین فهد و شاهزاده سلطان و خنثی کردن فعالیت های مخفیانه سلطان علیه فهد نقش فعالی ایفا کرد.
علاوه بر این در اختیار داشتن نیروهای پلیس و امنیت داخلی (زیر مجموعه وزارت کشور و ریاست یکی از قدرت مندترین تشکیلات مذهبی (هیئت امر به معروف و نهی از منکر) قدرت ویژه ای به نایف بخشیده بود.
سکته قلبی فهد در سال 1995 و مرگ وی در سال 2005 قدرت نایف را در درون خانواده آل سعود به شدت تضعیف کرد و ناچار شد موقعیت سومین شخصیت قدرتمند عربستان را بپذیرد.
نایف در مقایسه با سلطان نقش فعال تری در اداره امور پادشاهی عربستان داشت، اگرچه بسیاری از مسئولیت های وزارت کشور به برادرش احمد و معاونش در امور امنیتی که پسرش هم هست (محمد ) تفویض شده است.
"حمزه حسن" ، از فعالان سیاسی معارض عربستان سعودی می گوید که به دو دلیل، وزیر کشور عربستان سعودی به عنوان ولیعهد تعیین شد. نخست اینکه امیرنایف بن عبدالعزیز از ابتدا باید به عنوان ولیعهد تعیین می شد ولی پادشاه با ولیعهدی وی مخالفت کرده بود و دوم اینکه درباره ولیعهدی امیر نایف توافق به عمل آمده است.
آنچه رسیدن نایف به ولیعهدی و معاون اولی نخست وزیر را مهم می کند بیماری پادشاه فعلی است. با توجه به انجام عمل های جراحی عبدالله متعدد به نظر می رسد عملا ولیعهد ، مدیریت کشور را برعهده خواهد گرفت.
از سوی دیگر چنانچه پادشاه فعلی که در آستانه 90 سالگی است از دنیا برود، شاهزاده نایف به پادشاهی می رسد و بالاخره اینکه همانطور که پیش بینی می شد، ولیعهد جدید، پست بسیار مهم وزارت کشور را همچنان به همراه دارد.
چنانچه در این خصوص توافق حاصل شده باشد که پست وزارت کشور و ولیعهدی به امیر نایف داده شود، آنچه باقی می ماند پست مهم وزارت دفاع است که با مرگ ولیعهد سابق متصدی آن همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.
نایف که تمایل دارد خود را "سربازی در خدمت کشور" بنامد، تجربیات فراوانی به ویژه به عنوان رییس وزارتخانه قدرتمند کشور دارد.
وی بیشتر به عنوان شخصیتی محافظه کار مطرح است که مبارزات فراوانی را با شبه نظامیان القاعده در کارنامه دارد.
شاهزاده نایف ریاست 17 شورای عالی را بر عهده دارد که مهمترین آن شورای عالی حج است . او همچنین عضو شورای بیعت است که به ابتکار پادشاه کنونی در سال 2006 با هدف تعیین پادشاه و ولیعهد ایجاد شد.
برخی از تحلیلگران نایف را فردی بسیار محافظه کار و نزدیک به سلفی ها می دانند و می گویند برخی از شیوه های مدنظر شاهزاده نایف در بحرین خودش را نشان داده است.
به عقیده آنها شاهزاده نایف با هرگونه تغییر در وضع سیاسی کنونی منطقه مخالف است و اگر شاهزاده نایف، پادشاه عربستان سعودی شود، سیاست های ریاض متفاوت خواهد بود.
آنها می گویند با توجه به اینکه ملک عبدالله، پادشاه سعودی به علت کهولت سن توانایی جسمی ندارد، از سال 2009 تاکنون، عملا تا حدود زیادی شاهزاده نایف اداره امور عربستان سعودی را در عرصه داخلی و خارجی برعهده داشته است و مانع از اجرایی شدن تغییراتی شده که ملک عبدالله در مد نظر داشته است.
به باور این تحلیلگران اعزام نیروی نظامی عربستان به بحرین برای سرکوب مردم نشات گرفته از خاستگاه فکری نایف است زیرا او اجازه وقوع اصلاحات را در داخل کشور و کشورهای منطقه نمی دهد.
وی تابستان گذشته در اظهاراتی از مردم کشورش خواسته بود بدون توجه به انقلاب های منطقه به زندگی خود بپردازند و همه چیز در عربستان به خوبی کنترل می شود.
در واقع، این رویکرد ادامه سیاست داخلی عربستان سعودی در جلوگیری از اصلاحات است.
گفته می شود وزارت کشور عربستان سعودی دستورات بسیار محرمانه ای را به مسئولان امنیتی این کشور داده و از آنها خواسته بود تا با اعتراض های مردمی با مشت آهنین و بدون هیچ ملاحظه ای برخورد کنند و حتی به روی مردم آتش بگشایند.
در بعد خارجی هم به نظر می رسد روی کار آمدن شاهزاده نایف هیچ تغییری در مناسبات امریکا با عربستان سعودی ایجاد نمی کند اما ارتباط با ایران،بحثی است که شاید قدری پیچیده باشد.
نایف در آخرین اظهاراتی که پیرامون جمهوری اسلامی ایران داشته است، ماه رمضان گذشته با فرافکنی اظهار داشته بود که چون عربستان کشوری وهابی است همواره از سوی
ایران مورد هدف قرار می گیرد .
برخی از کارشناسان می گویند که مشکل بین عربستان سعودی و ایران از نقش منطقه ای این دو کشور ناشی میشود. عربستان سعودی سیاست خارجی و نقش منطقه ای خود را در چارچوب راهبرد امریکا در خاورمیانه تعریف کرده در حالی که نقش جمهوری اسلامی ایران در منطقه در مقابل طرح امریکاست.
دخالت نظامی عربستان در کشورهای منطقه به ویژه یمن، حمایت سعودی ها از ناامنی در عراق و اشکال تراشی سفارت این کشور در بیروت در روند تشکیل دولت لبنان بخشی از چالش هایی است که در این روابط وجود دارد.
حال باید دید با قدرت گیری مجدد نایف این روابط که اخیرا پس از ادعاهای آمریکا علیه تهران قدری بر تیرگی آن اضافه شده است، چه سرنوشتی خواهد یافت.
گزارش از: حمیدرضا بانصیری
پایان پیام